شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز مژگانت مرا چون خوشه در دل تیرهابر سرم چون برگ بید از غمزه ات شمشیرها
۲
خفته در راه تو از عجز ای غزال شیرگیردست بر بالای یکدیگر نهاده شیرها
۳
گرچه در راه تو عمرم صرف شد چون گردباددارم از ریگ بیابان بیشتر تقصیرها
۴
صیدگاه کیست این صحرا که از زخم خدنگسایه پنداری پلنگ است از پی نخجیرها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth