خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دلهاتماشا کن در او چون کاروان کعبه محملها
۲
ز زهد و توبه در کار دلم صد عقده افتادهستبیا ساقی مرا آزاد کن از قید مشکلها
۳
بود سیب ذقن نقل می تحقیق، عارف رابیابان حرم را بر سر چاه است منزلها
۴
ز نی آموز در صحرا سماع بیخودی کردنکمانچهوار باشی چند، کونجنبان محفلها؟
صفحهٔ ۱ از ۲