شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شعله دارد ز تو آیین غضبناکی رااجل از طرز تو آموخته بی باکی را
۲
ای جوانان، هنر از پیر بباید آموختیاد گیرید ز ما مستی و بی باکی را
۳
مرکز دایره ی موج محیط است زمینبه حقارت منگر این بدن خاکی را
۴
بهر جانی چه کشی این همه تلخی ز جهانباد شیرینی جان زهر، تو تریاکی را!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth