خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب تو کرد پر از می ایاغ آینه رانمود زلف تو دود چراغ آینه را
۲
به صبر چاره ی درد دلم حواله مکنمبند مرهم زنگار، داغ آینه را
۳
به راه عشق ز غم روی دل متاب که هستصفا ز سبزه ی زنگار، باغ آینه را
۴
ز لطف پیر مغان یافتم ز دل خبریگرفته ام ز سکندر سراغ آینه را
صفحهٔ ۱ از ۲