شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟حاجت تعلیم نبود مردم فهمیده را
۲
هر کسی بیرون نمی آرد سری از زلف اوشانه داند معنی این مصرع پیچیده را
۳
گفتم از اشکم مگر گردون بپرهیزد، ولینیست بیم از گریه ام این گرگ باران دیده را
۴
در زمان طالع ما تیره روزان بس نشدفتنه زاییدن شب گیسو به خون غلتیده را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth