شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌دهد سیل سراغ ره ویرانهٔ ماچون صدف در بغل موج بود خانهٔ ما
۲
چوب گل بهر دوا در همه گلزار نماندبلبلان را چه بلایی شده دیوانهٔ ما!
۳
در میان دل و او نسبت نزدیکی هستشمع از موم خود انگیخته پروانهٔ ما
۴
بی‌قراران تو در خاک نگیرند آرامدر طلب توشه کش مور بود دانهٔ ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth