خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برق عشق آمد که سوزد خرمن تدبیر رابا گریبان کار افتد دست دامنگیر را
۲
نام من در دفتر اهل شهادت داخل استکرده ام روشن سواد جوهر شمشیر را
۳
پاسبان مستی ما نیست غیر از تیغ عشقبرگ نی باشد مگس ران وقت خفتن شیر را
۴
از طلسم هند آزادی تجرد می دهدچاره عریانی بود این خاک دامنگیر را
صفحهٔ ۱ از ۲