خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی به دل آرم خیال آشیان خویش راکز قفس بیرون نمی خواهم فغان خویش را
۲
همچو مجنون ناتوانی از کجا، عشق از کجایافت در صحرا مگر دیوانه جان خویش را؟!
۳
در گلستان محبت، عاقبت چون فاختهبر سر سروی نهادم خان و مان خویش را
۴
نام آن لب بردم و شد عمرها کز ذوق آنمی مکم چون غنچه اطراف دهان خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲