خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ماحباب آب حیاتست جام بادهٔ ما
۲
ز قوت دل و بازوی ناتوانیهاستاگر ز رخ نبرد رنگ ایستادهٔ ما
۳
هزار مرحله دوریم از خودی، پیداستنشان نیستی ما زلوح سادهٔ ما
۴
حریف بازوی جویا نمی شود گردونکه پشت قوس قزح بکشند کبادهٔ ما
صفحهٔ ۱ از ۱