→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱الهی ره نما سوی خود این مدهوش غافل را←شمارهٔ ۲درونم بیتو شد دریای خون از شوق دیدنها←شمارهٔ ۳چنان به پیش فلک نالم از غمت شبها←شمارهٔ ۴ساخت عکس عارضت رشک بهار آیینه را←شمارهٔ ۵چنان پرورده آغوش نزاکت در کنار او را←شمارهٔ ۶ای به قربان تو گردند کمان ابروها←شمارهٔ ۷صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما←شمارهٔ ۸بی سرو قدت خاک نشینند چمنها←شمارهٔ ۹نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را←شمارهٔ ۱۰کی به گوش او کند جا ناله های زار ما←شمارهٔ ۱۱داغ تو بود لاله صفت زیب تن ما←شمارهٔ ۱۲مینهد بر سینه، داغم، عشق سیماندامها←شمارهٔ ۱۳پرتو حسن ز بس سوخته بال و پر ما←شمارهٔ ۱۴شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا←شمارهٔ ۱۵مگر به سعی توان دید جسم لاغر ما←شمارهٔ ۱۶تو و بدمستی و رندی و میْآشامیها←شمارهٔ ۱۷قانع شده ست دل به تمنای او مرا←شمارهٔ ۱۸سینهٔ صد چاک مانند قفس داریم ما←شمارهٔ ۱۹ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا←شمارهٔ ۲۰برده سیر آهنگی امشب بر فلک داد مرا←شمارهٔ ۲۱تا گشته است پای خم آرامگاه ما←شمارهٔ ۲۲گشت از اندیشهٔ آن ترک ستم مشرب ما←شمارهٔ ۲۳ما راست ای سرآمد لیلی نگاهها←شمارهٔ ۲۴زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها←شمارهٔ ۲۵فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را←شمارهٔ ۲۶چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را←شمارهٔ ۲۷می نماید در شب تاریک راه دور را←شمارهٔ ۲۸هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما←شمارهٔ ۲۹دل فرهاد دَرَد ناخن اندیشهٔ ما←شمارهٔ ۳۰ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها←شمارهٔ ۳۱بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما←شمارهٔ ۳۲چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را←شمارهٔ ۳۳غمش گرم تپش گه شعلهآسا میکند ما را←شمارهٔ ۳۴نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را←شمارهٔ ۳۵ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا←شمارهٔ ۳۶بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را←شمارهٔ ۳۷گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما←شمارهٔ ۳۸در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا←شمارهٔ ۳۹نصیبی گر ز سوز سینهام میبود مجنون را←شمارهٔ ۴۰میتپد دل بس که در هجر گل آن رو مرا←
۱ از ۲۸صفحهٔ بعد ←