خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا گشته است پای خم آرامگاه ماگردیده است کوه بدخشان پناه ما
۲
سنگین ز گرد کلفت دل بسکه گشته استبر پای ما چو سلسله افتاده آه ما
۳
تا آب تربیت نخورد از گداز دلچون داغ لاله قد نکشد سرو آه ما
۴
در رنگ همچو رشتهٔ یاقوت غوطه خورداز پهلوی عذار تو مد نگاه ما
صفحهٔ ۱ از ۳