خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می نماید در شب تاریک راه دور راچشمی از شمع است روشن تر عصای کور را
۲
رستمی، تا چون کمان حلقه بر خود غالبیمی کند گردآوری برگشتن از خود زور را
۳
در پناه عجز ایمن گشتم از جور سپهررهزنی در پی نباشد کاروان مور را
۴
شوخی مژگان شد از بیماری چشم تو بیشاضطراب نبض افزون تر بود رنجور را
صفحهٔ ۱ از ۲