خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما راز درد ساغر غم ای محبت شاد کن ما را
۲
نوشتم در وصیت نامهٔ طومار آه خودکه صیدی را به خون غلطان چو بینی یاد کن ما را
۳
خمارم رهبر دشت فنا گردید ای ساقیکرم فرما و از ته جرعهای ایجاد کن ما را
۴
خراب رنجش بیجا شده معمورهٔ طاقتبیفشان گرد کلفت از دل و آباد کن ما را
صفحهٔ ۱ از ۲