شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هست تا ترک تعلق کرده سامان مراپرتو مه شمع کافوری شبستان مرا
۲
چشم آن دارم که گردد بحر رحمت موج زندر گداز آرد چو خجلت کوه عصیان مرا
۳
غنچه گردید از فشار پنجهٔ غم سینه امتنگی دل در قفس دارد بیابان مرا
۴
گر به خاک افتادم از عجزم مباش ایمن که هستخندهٔ شیران لب زخم نمایان مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth