خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نونهال من چو دید آیینه رااز گریبان گل دمید آیینه را
۲
خلق خوش با سینهٔ صفای تو استهیچ کس بی رو ندید آیینه را
۳
از گداز شرم پیش عارضشچون عرق جوهر چکید آیینه را
۴
دیده چون بگشود عکست بر رختهمچو دل بر طپید آیینه را
صفحهٔ ۱ از ۲