شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه رااین چمن لایق نباشد سبزهٔ بیگانه را
۲
می رسد زلف کجت را زاد استغفا به خالکرده یکجا جمع چون زنجیر دام و دانه را
۳
تا قیامت شکوه ز زلف تو دارم بر زباندرخور شب طول باید داد این افسانه را
۴
از دل ما یعنی از وستگه مشرب مپرسنه فلک سرگشتهٔ چندند این ویرانه را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth