شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

بخش ۱۷ - حکایت

باب سوم در عشق و مستی و شور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قضا را من و پیری از فاریابرسیدیم در خاک مغرب به آب
۲
مرا یک درم بود برداشتندبه کشتی و درویش بگذاشتند
۳
سیاهان براندند کشتی چو دودکه آن ناخدا نا خدا ترس بود
۴
مرا گریه آمد ز تیمار جفتبر آن گریه قهقه بخندید و گفت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth