خلوتی با سعدی
بخش ۸ - حکایت
باب چهارم در تواضع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکر خندهای انگبین میفروختکه دلها ز شیرینیش میبسوخت
۲
نباتی میان بسته چون نیشکربر او مشتری از مگس بیشتر
۳
گر او زهر برداشتی فیالمثلبخوردندی از دست او چون عسل
۴
گرانی نظر کرد در کار اوحسد برد بر گرم بازار او
صفحهٔ ۱ از ۴