خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرابر زبان گر نام او آرم زبان سوزد مرا
۲
آن لب خندان نمی.سوزد به داغ حسرتماین که بر ریشم نمک میپاشد آن سوزد مرا
۳
غنچه وارم بهر او صد داغ پنهان بر دل استآشکارا خندم و داغ نهان سوزد مرا
۴
گریهام روغن ز مغز استخوان ریزد چو شمعبس که داغ عشق، مغز استخوان سوزد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲