خلوتی با سعدی
بخش ۹ - حکایت
باب هشتم در شکر بر عافیت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برهنه تنی یک درم وام کردتن خویش را کسوتی خام کرد
۲
بنالید کای طالع بدلگامبه گرما بپختم در این زیر خام
۳
چو ناپخته آمد ز سختی به جوشیکی گفتش از چاه زندان: «خموش!»
۴
به جای آور، ای خام، شکر خدایکه چون ما نهای خام بر دست و پای
صفحهٔ ۱ از ۱