خلوتی با سعدی
بخش ۲ - حکایت پیرمرد و تحسر او بر روزگار جوانی
باب نهم در توبه و راه صواب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی در جوانی و طیب نعمجوانان نشستیم چندی بهم
۲
چو بلبل، سرایان چو گل تازه رویز شوخی در افکنده غلغل به کوی
۳
جهاندیده پیری ز ما بر کنارز دور فلک لیل مویش نهار
۴
چو فندق دهان از سخن بسته بودنه چون ما لب از خنده چون پسته بود
صفحهٔ ۱ از ۷