خلوتی با سعدی
بخش ۳ - حکایت
باب نهم در توبه و راه صواب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کهنسالی آمد به نزد طبیبز نالیدنش تا به مردن قریب
۲
که دستم به رگ بر نه، ای نیک رایکه پایم همی بر نیاید ز جای
۳
بدین ماند این قامت خفتهامکه گویی به گل در فرو رفتهام
۴
برو، گفت دست از جهان در گسلکه پایت قیامت برآید ز گل
صفحهٔ ۱ از ۵