خلوتی با سعدی
بخش ۱۵ - حکایت
باب نهم در توبه و راه صواب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همی یادم آید ز عهد صغرکه عیدی برون آمدم با پدر
۲
به بازیچه مشغول مردم شدمدر آشوب خلق از پدر گم شدم
۳
برآوردم از هول و دهشت خروشپدر ناگهانم بمالید گوش
۴
که ای شوخ چشم آخرت چند باربگفتم که دستم ز دامن مدار
صفحهٔ ۱ از ۴