خلوتی با سعدی
بخش ۱۶ - حکایت مست خرمن سوز
باب نهم در توبه و راه صواب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی غله مرداد مه توده کردز تیمار دی خاطر آسوده کرد
۲
شبی مست شد و آتشی برفروختنگون بخت کالیوه، خرمن بسوخت
۳
دگر روز در خوشه چینی نشستکه یک جو ز خرمن نماندش به دست
۴
چو سرگشته دیدند درویش رایکی گفت پروردهٔ خویش را
صفحهٔ ۱ از ۳