خلوتی با سعدی
بخش ۱۸ - حکایت زلیخا با یوسف (ع)
باب نهم در توبه و راه صواب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلیخا چو گشت از می عشق مستبه دامان یوسف در آویخت دست
۲
چنان دیو شهوت رضا داده بودکه چون گرگ در یوسف افتاده بود
۳
بتی داشت بانوی مصر از رخامبر او معتکف بامدادان و شام
۴
در آن لحظه رویش بپوشید و سرمبادا که زشت آیدش در نظر
صفحهٔ ۱ از ۳