خلوتی با سعدی
بخش ۱۷ - حکایت
باب نهم در توبه و راه صواب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی متفق بود بر منکریگذر کرد بر وی نکو محضری
۲
نشست از خجالت عرق کرده رویکه آیا! خجل گشتم از شیخ کوی!
۳
شنید این سخن پیر روشن روانبر او بر بشورید و گفت ای جوان
۴
نیاید همی شرمت از خویشتنکه حق حاضر و شرم داری ز من؟
صفحهٔ ۱ از ۲