شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۹ - در مدح میر سعد الدین اسعد گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تنم زبانه آتش ز سوز جان داردچه حاجت است بگفتن که خود زبان دارد
۲
چو تار چنگ دل من ضعیف شد از دردچنان که باد بر او گر وزد فغان دارد
۳
شب از فراق تو دود دلم بماه رسیدهنوز روی من از آه من نشان دارد
۴
هلاک خسته دلم زان لب است و میخواهمکه هر چه دل طلبد خسته رازیان دارد
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth