خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۴۰ - در مدح میر نجم الدین محمود گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو قتل اهل دل از غمزه تیر یار کندمرا هلاک به شمشیر انتظار کند
۲
اگرچه خاک شدم چشم آن هنوزم هستکه سرو قد تو از چشم من گذار کند
۳
تو آفتابی و گر من غبار ره گردمهنوز میل تو هر ذره زان غبار کند
۴
نه آنچنان بهلاک خود از غمم تشنهکه چاره ام بجز از تیغ آبدار کند
صفحهٔ ۱ از ۸