شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آشناییت
۲
سر به سریر سلطنت، بنده فرو نیاوردگر به توانگری رسد، نوبتی از گداییت
۳
پرده اگر برافکنی، وه که چه فتنه‌ها رودچون پس پرده می‌رود این همه دلرباییت
۴
گوشهٔ چشم مرحمت بر صف عاشقان فکنتا شب رهروان شود، روز به روشناییت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth