خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تن آدمی شریف است به جان آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیت
۲
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینیچه میان نقش دیوار و میان آدمیت
۳
خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمتحیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
۴
به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشدکه همین سخن بگوید به زبان آدمیت
صفحهٔ ۱ از ۳