خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دلنقطهٔ سر عاقبت بیرون شد از پرگار دل
۲
گر مسلمانی رفیقا دیر و زنارت کجاستشهوت آتشگاه جان است و هوا زنار دل
۳
آخر ای آیینه جوهر، دیدهای بر خود گمارصورت حق چند پوشی در پس زنگار دل
۴
این قدر دریاب کاندر خانهٔ خاطر، ملکنگذرد تا صورت دیو است بر دیوار دل
صفحهٔ ۱ از ۲