شعر را زندگی کن
خلوتی با سهراب سپهری

تراو

شرق اندوه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آ، که کران را برچیدم، خاک زمان رفتم، آب نگر پاشیدم.
۲
در سفالینه چشم ، صدبرگ نگه بنشاندم، بنشستم.
۳
آیینه شکستم، تا سرشار تو من باشم و من. جامه نهادم. رشته گسستم.
۴
زیبایان خندیدند، خواب چرا دادمشان، خوابیدند.
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…نسخهٔ شعر در کتابخانهٔ گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth