خلوتی با سهراب سپهری
شورم را
شرق اندوه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من سازم : بندی آواز . برگیرم ، بنوازم. برتارم زخمه
۲
لا می زن ، راه فنا می زن
۳
من دودم: می پیچم، می لغزم ، نابودم.
۴
می سوزم ، می سوزم : فانوس تمنایم . گل کن تو مرا ، و درآ.
صفحهٔ ۱ از ۴