خلوتی با سعدی
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدمبه مردمی که گر از مردمی اثر دیدم
۲
مگر که مرد وفادار از جهان گم شدوفا ز مردم این عهد هیچ اگر دیدم
۳
ز من مپرس که آخر چه دیدی از دورانهر آن چه دیدم این نکته مختصر دیدم
۴
بدین صحیفهٔ مینا به خامهٔ خورشیدنبشته یک سخن خوش به آب زر دیدم
صفحهٔ ۱ از ۲