شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - تغزل و ستایش صاحب دیوان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من آن بدیع صفت را به ترک چون گویمکه دل ببرد به چوگان زلف چون گویم
۲
گرم به هر سر مویی ملامتی بکنیگمان مبر که تفاوت کند سر مویم
۳
تعلقی است مرا با کمان ابروی اواگرچه نیست کمانی به قدر بازویم
۴
رقیب گفت برین در چه می‌کنی شب و روز؟چه می‌کنم؟ دل گم کرده باز می‌جویم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth