خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب رادانم که در میان نپسندد حجاب را
۲
پیراهن از کتان و دمادم ز سادگینفرین کند به پرده دری ماهتاب را
۳
تا خود شبی به همدمی ما به سر برددر چشم بخت غیر رها کرد خواب را
۴
نارفته، دم ز وعده باز آمدن زندتا در وصال یاد دهد اضطراب را
صفحهٔ ۱ از ۳