شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای گل از نقش کف پای تو دامان تراگل فشان کرده قبا سرو خرامان ترا
۲
تا ز خون که ازین پرده شفق باز دمد؟رونق صبح بهارست گریبان ترا
۳
هر قدر شکوه که در حوصله گرد آمده بودگوی گردید به مستی خم چوگان ترا
۴
جذبه زخم دلم کارگر افتاد، مبادعطسه غربال کند مغز نمکدان ترا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth