خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای روی تو به جلوه درآورده رنگ رانقش تو تازه کرد بساط فرنگ را
۲
از ناله خیزی دل سخت تو در تبمدر عطسه شرر مفگن مغز سنگ را
۳
از عمر نوح، عرض برد انتظار و تودر عرض شوق تاب نیاری درنگ را
۴
داغم که در هوای سر دامن کسی ستدر خون من ز ناز فرو برده چنگ را
صفحهٔ ۱ از ۳