خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون به قاصد بسپرم پیغام رارشک نگذارد که گویم نام را
۲
گشته در تاریکی روزم پنهانکو چراغی تا بجویم شام را
۳
آن میم باید که چون ریزم به جامزور می در گردش آرد جام را
۴
بی گناهم پیر دیر از من مرنجمن به مستی بسته ام احرام را
صفحهٔ ۱ از ۳