شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مردمی، فهم، ادا، ترس خدا، رحم بجانازم آن چشم سیاه تو که دارد همه را
۲
عشقبازی و فقیری و جنون و غم یاردارم اینها همه را شکر خدا، نام خدا
۳
نیست باکی ز حوادث چو تو یاور باشیچه غم از ظلمت عصیان چو تویی راهنما
۴
اثر پیر شدن قطع هوا و هوس استکار شمشیر در این باب کند پشت دو تا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth