شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مصور چون به تصویر آورد موی میانش راچسان خواهد کشیدن با قلم مد بیانش را
۲
دلم پیوسته از چین دو ابرویش حذر داردکه نتواند کشیدن غیر صانع کس کمانش را
۳
کلالت نیست در نطقش سخن لیکن ز بیتابیچو بیرون می شود بوسیده می آید دهانش را
۴
ز عین عالم نگردیده واقف حق نمی داندکه کور از بی وقوفی ها یقین داند گمانش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth