شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرابر سینه بسته دست طلب در دعا مرا
۲
تا همچو موج، نقش خودی را زدم بر آبدر سینه داده همچو گهر بحر، جا مرا
۳
عشق تو روشناس نعیم و جحیم کردبیگانه کرد از دو جهان آشنا مرا
۴
در عالم شمار منم کم ز هر چه هستگردون به دیده چون نکند توتیا مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth