خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو ساغر تا به لب همدم نمیسازد مرااز شراب تلخ غم، بیغم نمیسازد مرا
۲
باده ده ای خضر آب زندگی در کار نیستاخگر افسردهام شبنم نمیسازد مرا
۳
از بهشتم کرد بیرون عشق در خاکم فکندحیرتی دارم که چون آدم نمیسازد مرا
۴
ساقیا خشت از سر خم گیر پر کن هرچه هستامتحان دارم که از می کم نمیسازد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲