شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زمین شوره، ای جان، کی شناسد قدر باران را؟دلی اندوهگین داند صفای چشم گریان را
۲
نزاعی نیست با شیطان فقیری را که قلاش استز عیاران ره خوفی نباشد مرد عریان را
۳
چه خرمن ها که خاکستر نشد از تابش برقیکند یک جرعه می افشا هزاران راز پنهان را
۴
نگردد نکته دان طفلی نباشد عیب استادشچو بی جوهر بود تیغی چه نقصان است سوهان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth