خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیت قرآن بستم طوف کوی جانان راهدیه می بردم دل را نذر کرده ام جان را
۲
در شب غریبی ها حلقه های زلف اوطرفه منزل امنی است خاطر پریشان را
۳
در ثبوت ذات او نفی جمله واجب بودبی حجاب گردیدم زان سراسر امکان را
۴
دل به هرچه بستم باز خود به خود واشدبسته بر هوا دیدم رنگ و بوی دوران را
صفحهٔ ۱ از ۴