خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو رانگاهش می کند تفسیر، بسم الله ابرو را
۲
به پا می پیچدش سنبل پی بوسیدن پایشبه هر وادی که آن بدخو پریشان می کند مو را
۳
زبان تیغ می بندد نگاه تیز جادویشکه را دستی که گیرد نکته آن چشم سخنگو را؟
۴
نه تنها دل سیاهی می کند بی او در این صحراسیه کرد انتظار جلوهٔ او چشم آهو را
صفحهٔ ۱ از ۲