خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راه رفتن کس نفرماید ز پا افتاده رانیست تکلیفی ز عالم مردم آزاده را
۲
گر ز ملک بیخودی زاهد خبر یابد شبیصبح ناگردیده با می می دهد سجاده را
۳
چشم پوشیدن ز عالم، عالم امن است و بسکس برون از تن نمی آرد لباس مرده را
۴
در لباس شعر، معنی لطف دیگر می دهدجلوه رنگین تر بود حسن درون پرده را
صفحهٔ ۱ از ۲