خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشکند آن تندخو چون آستین جامه رامی کند خون شهیدان زینت هنگامه را
۲
در بیان آن کمر از مو قلم کردم نشداز خیال خود تراشیدم بنان خامه را
۳
می تواند زاهد بیچاره از سر بگذردلیک نتواند که بگذارد ز سر عمامه را
۴
غنچهٔ مکتوب گل واگشت در صحن چمنمی روم از خویش می گویم جواب نامه را
صفحهٔ ۱ از ۲