خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خم هر حلقهٔ زلفش رهین است آفتابسایه سان پیش قد او بر زمین است آفتاب
۲
مزرع حسنی که گردون است خاک ریشه اشاز برای روزی خود خوشه چین است آفتاب
۳
نور چشم از مهر افزونتر نماید در نظراز برای دیدهٔ ما دوربین است آفتاب
۴
کیست یارب آن سواری کز غرور حسن اوآسمان با این بزرگی اسب و زین است آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۲