خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق پرشور است و ما پراضطرابیار بی رحم است و ما بی آب و تاب
۲
دوش زلفش در خیال من گذشتتا سحر شب مار می دیدم به خواب
۳
چشم او را در نظر آورده اممی توانم کرد عالم را خراب
۴
می روم از هوش و می گوید دلمیا شراب و یا شراب و یا شراب
صفحهٔ ۱ از ۳